sayeh_sepid_94@yahoo.com

 

ایمیل صاحب وبلاگ

این وبلاگ هک شده هرکی میخواد

 مفتی بیاد به آدرس

 

www.blogha.ugig.ir

نوشته شده توسط سایه در ساعت 21:30 | لینک  | 


نام من عشق است آیا می‌‏شناسیدم؟
زخمی‌ام -زخمی سراپا- می‌‏شناسیدم؟


با شما طی‌‏کرده‌‏ام راه درازی را
خسته هستم -خسته- آیا می‌‏شناسیدم؟


راه ششصدساله‌‏ای از دفتر حافظ

تا غزل‌‏های شما،ها، می‌‏شناسیدم؟


این زمانم گرچه ابر تیره پوشیده‌است
من همان خورشیدم اما، می‌‏شناسیدم


پای رهوارش شکسته سنگلاخ دهر
اینک این افتاده از پا، می‌‏شناسیدم؟


می‌‏شناسد چشم‌‏هایم چهره‌‏هاتان را
همچنانی که شماها می‌‏شناسیدم


اینچنین بیگانه از من رو مگردانید
در مبندیدم به حاشا، می‌‏شناسیدم!


من همان دریایتان ای رهروان عشق
رودهای رو به دریا! می‌شناسیدم


اصل من بودم, بهانه بود و فرعی بود
عشق قیس و حسن لیلا می‌‏شناسیدم؟


در کف فرهاد تیشه من نهادم، من!
من بریدم بیستون را می‌شناسیدم


مسخ کرده چهره‌‏ام را گرچه این ایام
با همین دیوار حتی می‌‏شناسیدم


من همانم, مهربان سال‌‏های دور
رفته‌‏ام از یادتان؟ یا می‌‏شناسیدم؟


 


نوشته شده توسط سایه در ساعت 11:2 | لینک  | 

میان شعر هایم واژه ی خورشید کم دارم

و شاید علتش این است:اینجا،دید کم دارم

 

برایت قصه ای می گویم از لیلا،ولی افسوس

در این جنگل فقط از نسل مجنون ،بید کم دارم

 

نخی بر داشتم تا گردن آویزی به هم بافم

ولی افسوس خواهم خورد مروارید کم دارم

 

"صراط مستقیم"گیسوانت را به من بنما

که من در عشق حتی،مرجع تقلید کم دارم

 

مخواه امسال مثل پیش تر ها شادمان باشم

که من امسال در تقویم هجری،عید کم دارم

نوشته شده توسط سایه در ساعت 14:52 | لینک  | 

دزدی در تاریکی

به تابلوی نقاشی خیره مانده بود

نوشته شده توسط سایه در ساعت 22:2 | لینک  | 

سر زد به دل دوباره غم کودکانه ای

آهسته می تراود از این غم ترانه ای


باران شبیه کودکی ام پشت شیشه هاست

دارم هوای گریه خدایا بهانه ای!


نوشته شده توسط سایه در ساعت 12:46 | لینک  | 

آسان است برای من

که خیابان ها را تا کنم

و در چمدانی بگذارم که صدای باران را به جز تو کسی نشنود

آسان است به درخت انار بگویم انارش را خود به خانه ی من آورد

آسان است آفتاب را سه شبانه روز بی آب و دانه رها کنم

و روز ضعیف شده را ببینم که عصا زنان از آسمان خزر بالا می رود

آسان است یک چهچه  گنجشک را ببافم

و پیراهن  خوابت کنم

آسان است برای من که به شهاب نومید فرمان دهم که به نقطه ی اولش برگردد

برای من آسان است به نرمی  آبها سخن بگویم

و دل  صخره را بشکافم

آسان است ناممکن ها را ممکن شوم

و زمین در گوشم بگوید : " بس کن رفیق"

 

اما

آسان نیست که معنی  مرگ را بدانم

وقتی تو به زندگی آری گفته ای ....

 

نوشته شده توسط سایه در ساعت 13:58 | لینک  | 

خواب

حالا که رفته ای، بیا
بیا برویم
بعد مرگت قدمی بزنیم
ماه را بیاوریم
و پاهامان را تا ماهیان رودخانه دراز کنیم

بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت بزنم کنار
بعد
موهایت را از روی لب هایت…

لعنتی
دستم از خواب بیرون مانده است.

نوشته شده توسط سایه در ساعت 19:30 | لینک  | 


 در سکوت جانگداز شامگاه
زورقی آهسته می پیمود راه
بر لبانش ناله ای دلگیر بود
یادمان وحشت زنجیر بود
سینه بر آرام دریا می کشید
خویش را در دام دریا می کشید
****
نیمه شب زان بستر نرم کبود
دست موجی سهمگینش می ربود
زورق بیچاره سر در پیش رفت
با هجوم خواهشی از خویش رفت
رفت و رفت آن ناله و فریادها
سایه ای موهوم شد در یادها
****
صبحدم خورشید چون خنجر کشید
پرده های وحشت شب را درید
بستر دریا پر از خون یافتند
دست لیلا جان مجنون یافتند
آن طرفتر در میان آبها
کنج دامانِ تَرِ گردابها
خرد گشته زورق آواره ای
موجها دزدانه هریک پاره ای
****
تا نخستین پاره ها درگل نشست
ریشخندی بر لب ساحل نشست
کای جوان ناسپرده روزگار
کشته می دانستمت اینگونه زار
زورق بیچاره تا بر پا شدی ؟
پایمال شهوت دریا شدی ؟
****
 
« آنکه یارای هم آغوشیش نیست
سرنوشتی جز فراموشیش نیست »
 
( شعری از کوروش پرویز )

نوشته شده توسط سایه در ساعت 18:36 | لینک  | 

سلام

بعد از مدت ها سلام

كسي هست اين جا كه بشنوه صداي منو؟

اين همه مدت كسي نبود

حتي اين جا هم كسي نبود

سلام

سلام

اميدوارم اين بازگشت نه چندان با شكوه هم واسه خودم جالب باشه هم واسه شما ها

همين

نوشته شده توسط سایه در ساعت 18:27 | لینک  | 

دوباره گم شده بودم در ازدحام خودم

غزل برای تو گفتم،ولی به نام خودم


چقدر خسته گذشتی چرا نفهمیدی؟

چقدر هست که افتاده ام به دام خودم


نماز ثانیه را بی تو نیز می خوانم

خودم برای خودم می شوم امام خودم


چه سرنوشت عجیبی است تازه فهمیدم

که دور بوده ز من نیمی از تمام خودم


کسی دوباره از آن سوی شعر می آید

بلند می شوم از جا، به احترام خودم


از این به بعد بدون تو نیستم تنها

من آشنا شدم با کسی به نام "خودم"

نوشته شده توسط سایه در ساعت 20:32 | لینک  |